در پیرامون حمله اردوغان به عفرین

حملات ترکیه به مرزهای خود با کشور سوریه در حالی وارد دومین هفته خود شده است که کشورهای ایران و روسیه و سوریه مخالفت ضمنی خود را با این حملات اعلام نموده اند،که البته باید اضافه نمود که برخی از تحلیل ها بر این پایه استوار است که روسیه به دلیل تلاش کردها برای استقلال با حمایت آمریکا به ترکیه برای این حمله چراغ سبز نشان داده است،حملات ترکیه به سوریه از چندین دیدگاه قابل برسی است؛

دیدگاه اول بر این مساله مبتنی است در حالی که عربستان سعودی با حمله به یمن سعی در گسترش هژمونی و نشان دادن چنگ و دندان دارد و ایران نیز با نابود کردن داعش در سوریه قدرت نمایی کرده است اردوغان سعی دارد با حملات فرسایشی به مواضع تروریست ها به نوعی چنگ و دندان نشان دهد و این حملات به نوعی مصرف داخلی دارد و همواره از دیرباز دولت هایی که به دنبال اقتدار گرایی بوده اند نیاز به یک دشمن خارجی داشته اند،این مساله نیز می تواند بخشی از ماجرا باشد اما واضح است که کل ماجرا نیست.


نکته بسیار مهم دیگر این است که قبل از حمله به عفرین روسیه به سران کردهای سوریه پیام داده بود که در صورت استقرار نیروهای ارتش سوریه در مناطق کردی این کشور سوریه در برابر حملات ترکیه از آنها محافظت خواهد نمود اما سودای استقلال طلبی مانع از این مساله شد،ترکیه نیز دقیقا به همین دلیل خطر یک کشور مستقل را در بیخ گوش خود حس کرده است و این مساله را علاوه بر سرکوب این حرکت تجزیه طلبانه دستمایه اشغال خاک سوریه قرار داده است.

اما موضوعی که منجر به واکنش های شدید به این حملات نشده است و مانند زمانی که کوبانی تحت محاصره بود حساسیت بر انگیز نبوده است تلاش کردها برای استقلال در طی ماهای گذشته بوده است که منجر به واکنش جدی از سوی کشورهای منطقه نشده است،علاوه بر این باید این موضوع را نیز در نظر داشت که دولت سوریه به تازگی از جنگ داخلی این کشور خلاص شده است و تسلط کامل بر همه مناطق کشور خود ندارد و حتی در صورت مخالفت ظاهری در صورتی که هدف ترکها تصرف خاک این کشور نباشد از حمله به مناطقی که ممکن است در آینده از آن قسمت ها بانگ جدایی طلبی یا نامن کردن دوباره سوریه به گوش برسد بدش نمی آید و متاسفانه باید این مورد را نیز اضافه نمود که تا کنون نیروهای سیاسی و نظامی کرد که باید حساب آن را از مردم کرد جدا نمود برادری خود را نیز به اثبات نرسانده اند و در هر دورانی در تنگنا بودند از بقیه کشورها کمک گرفته اند ولی در هر دورانی که در تنگنا نبودند بانگ استقلال طلبی سر داده اند،برای مثال میتوان به جنگ ایران و عراق اشاره کرد که بخشی از این نیروهای سیاسی کرد در عراق برضد صدام میجنگیدند و در ایران نیز اواضاع برعکس بود و بخشی از این نیروها با صدام همکاری مینموده اند،در دوران بحران منطقه نیز تا زمانی تیغ داعش روی گلوی منطقه و کردها بود از ارتش عراق و ایران کمک میگرفتند اما به محض اینکه شر داعش از منطقه کم شد ندای تجزیه طلبی سر دادند در نتیجه نوعی بی اعتمادی نسبت به نیروهای سیاسی و نظامی کرد در میان همه کشورهای منطقه وجود دارد.

اما مساله کردستان و آرمان تجزیه منطقه را باید از یک بعد دیگر نگاه کرد و آن این است که تا زمانی که در منطقه فقر وجود دارد و همه کشورهای منطقه نتوانند به اقتصاد خود سر و سامان دهند داعش وجود خواهد داشت پژاک و پ.ک.ک نیز وجود خواهد داشت تا زمانی که تبعیض در منطقه وجود دارد و در کشور ترکیه به کردها با چشم ترک کوهی نگاه میشود گروهای تروریستی می توانند جوانهای کرد را جذب خود نمایند،اما زمانی که اقتصاد وجود داشته باشد دانشگاها در کردستان ریشه بدوانند آرمان های گروهای کرد خریداری نخواهد داشت و بدیهی است حملات به مواضع گروهای کرد هرچند برای حفظ توازن و تعادل و جلوگیری از رشد بیشتر آنها ضروری است اما تنها بعنوان یک داروی مسکن است و درمان قطعی ندارد و درمان قطعی مواردی است که در بالا اشاره شد و در بخشهایی از ایران پیاده شده است و در استان کرمانشاه که تاحدی بیشتر از استان کردستان رو به پیشرفت است گروهایی مانند پژاک برد کمتری دارند،در روستاهای کوهستانی استان کردستان نیز با رسیدگی های بیشتر و توسعه اقتصادی و فقر زدایی تمایلات تجزیه طلبانه که در بخشی پدید آمده است از میان خواهد رفت،زمانی که ترکیه بتواند با کردهای عراق و سوریه یک در هم آمیختگی اقتصادی مشابه مدل چین و آمریکا البته در ابعاد کوچک ایجاد کند گروهای کرد هیچ خطری برای حاکمیت ملی این کشور نخواهند داشت.

جهت عضویت در صفحه تلگرام من کلیک کنید

آیدی مدیر برای تماس در کانال قرار داده شده است.

برای دنبال کردن صفحه اینستاگرام من کلیک کنید

جهت دنبال کردن مدیر تارنما در توئیتر کلیک کنید

جهت ارتباط با مدیر تارنما در فیسبوک کلیک کنید

جهت ارتباط با مدیرتارنما در vk کلیک کنید

/ 0 نظر / 24 بازدید